همونی که مـیـخـواسـتم (خوب 18+ سابق )
همونی که مـیـخـواسـتم (خوب 18+ سابق ) ...............وب گردیهای یک دانشجوی برق
نويسندگان
لینک دوستان

سلام . 

همین اول باید عذر بخوام به خاطر نبودنم . 

چند روز بود مریض بودم . الان هم حالم هنوز قروقاطی یه . 

همون طوری که توی کامنتهام نوشتم اشتراک اینترنتم داره تموم میشه . امروز هم روز آخری هست که وصل هستم این چند روز هم به حالت استفاده با سرعت خیلی خیلی پایین رفته بودم . دوست داشتم آپ کنم و جواب کامنتها رو بدم ولی سرعت خیلی پایین بود . امروز هم با یک بدبختی یی جواب کامنتها رو دادم و دارم این پست رو مینویسم . 

راستش دوست داشتم تمدید کنم ولی امکانش نیست . اینجا که غریبه نیست راستش به علت مشکلات مالی اصلا امکان استفاده از اینترنت رو ندارم .به قول معروف کفگیرمون خورده ته دیگ . به علت اینکه خرجمون هم از بابامون جدایه بنابراین فکر نکنم به این زودی ها بتونم شارژ و تمدید کنم . البته میشه همین الان از کارت بابام شارژ کنم ( شماره کارت , رمز و کلیه امور بانکی بابا و مامانم فقط دست منه ) ولی دوست ندارم .....

به قول معروف فقط ما سفره غذامون مشترکه و باقی چیزها ( یعنی همه چیزها ) خرجش سوایه

خدایا شکرت

باز نطق ما باز شد و الکی موضوع رو عوض کردیم . ببخشید

اگه قسمت شد و .... حتما میام . نبودنم رو به حساب بیمعرفتی نذارین . دوستان خودشون میدونن چقدر دلمون براشون تنگ شده

 در ضمن ولنتاین هم مبارک . ما که تا حالا کسی رو نداشتیم و نداریم که براش کادو بخریم و ازش کادو هم بگیریم ولی اونایی که دارن قدرشو بدونن . 

با چشمانی خیس باید بگویم خداحافظ

دوستان نظر دادن و گفتن ولنتاین خارجی یه و ما خودمون سپندگان داریم . درسته . البته باز هم برای من فرقی نداره !


این مطلب ترجمه شده از زبان  آلمانی هست

و بیشتر در خصوص ایرانی‌های خارج از کشور تنظیم شده ! پس لطفا به دل نگیرید.

 

۱_ هرروز صبحانه چای با نون و پنیر میخوری.

۲_ در روز حداقل ۵ بار از واژه‌های عزیزم / قربونت برم / اختیار دارین / شرمنده استفاده میکنی.

۳_ هر دومین جمله رو با ببین شروع میکنی.

۴_ اگر ساعت ۵ قرار داشته باشی ساعت ۶ از خونه بیرون میری.

۵_ بابا مامانت میخوان که دکتر مهندس شی.

۶_ مامانت حداقل دو بار در روز بهت میگه بچم قربونت بشم.

۷_ تا از یه مهمونی یا عروسی میای شروع میکنی به غیبت.

۸_ هروقت که به یک رستوران ایرانی میری موقع حساب به گارسون میگی قابلتون رو نداره.

۹_ کمد لباسات پر از لباسای ِ مشکیه.

۱۰_ توی توالت خونتون دستشویی ایرانی داری

۱۱_ موقع حساب کردن طوری رفتار میکنی که انگار تو میخوای پول بدی اما همش تعارف شابدلعظیمیه.

۱۲_ هروقت منتظر مهمونت سر ساعت ۱ هستی ساعت ۳ ازش استقبال میکنی.

۱۳_ تو و مهمونای ایرانیت ۳۰دقیقه هم جلو در صحبت میکنید که البته فقط می خواستید خداحافظی کنید.

۱۴_ وقتی میری توالت به نظر میاد که اونجا خوابت برده.

۱۵_ مامانت می خواد دعوات کنه اما دلش نمیاد.

۱۶_ بابات میخواد که دخترش پیشش بمونه.

۱۷_ حداقل روزی یکبار برنج و گوشت میخوری.

۱۸_ سالاد رو بشقابی میخوری.

۱۹_ وقتی مهمون داری یه کاسه ی بزرگ میوه روی میزه.

۲۰_ لجبازی و قبول نمی کنی لجبازی.

۲۱_ مامانت ۴تا مهمون داره اما واسه ۱۰ نفر غذا میپزه.

۲۲_ وقتی مهونی میری هی بهت میگن مگه روزه گرفتی؟ میوه بردار… شیرینی بخور.

۲۳_ خاله و داییت بهت میگن خاله/دایی.

۲۴_ پدر و مادرت بهت میگن بابا / مامان.

۲۵_ تو همه ی اتاقاتون یه فرش ایرانی پهن شده.

۲۶_ مامان بابات برات تصمیم می گیرن مهریه ات (قیمتت) چقدر باشه

۲۷_ پلاک نقشه ی ایران گردنته.

۲۸_ آی‌دی‌هات ایرانین یا پرشین به یدک میکشن.

۲۹_ پسرها: مامانتینا اجازه نمیدن ابروهاتو برداری.

۳۰_ پسرها: مامانتینا نمیزارن گوشتو سوراخ کنی.

۳۱_ مردها: از زنت طلاق گرفتی اما همچنان اجازه نمیدی با مردهای دیگه ارتباط داشته باشه.

۳۲_ به مهمونات میگی خونه‌ی خودتونه.

۳۳_ چشمای بزرگ و خوشگلی داری.

۳۴_ مژه‌های بلندی داری.

۳۵_ مامانتینا نمیزارن بری سولاریوم چون پوست سفید و لطیفِ خودت قشنگ‌تره.

۳۶_ از طلا زیاد استفاده میکنی.

۳۷_ مردها: هیچکس حق نداره زنت رو اونجوری نگاه کنه.

۳۸_ بستنی مورد علاقه‌ت فالوده‌س.

۳۹_ مردها: تو خیلی خوب میتونی واسه خانوما افسانه تعریف کنی.

۴۰_ اگه مریض شی نمیری دکتر.

۴۱_ مامان بابات همیشه تعریف میکنن که ایران خیلی کشور خوبی بوده.

۴۲_ میگی تهرانی هستی حتی اگه نباشی.

۴۳_ حتی با کسایی که نمیشناسی موقع احوالپرسی روبوسی میکنی.

۴۴_ یا پرسپولیسی هستی یا استقلالی.

۴۵_ بچه هات نباید هیچ کمبودی داشته باشن.

۴۶_ آرزو میکنی که کاش مک‌دونالد کله‌پاچه داشت.

۴۷_ مامانت سماور داره.

۴۸_ با خودت غذای ایرونی به مدرسه یا محل کار میبری.

۴۹_ موقع مهمونی خانوما با هم دعوا میکنن که کی ظرفارو بشوره در حالی که مردا دارن پاسور بازی میکنن یا منتظر چای هستن.

۵۰_ مامانتینا همش واست روضه میخونن که حلال و حروم چقدر مهمه.

۵۱_ مامان و بابات همیشه میگن ما جلو بابا مامانمون پامونو دراز نمیکردیم.

۵۲_ به دوستای بابات میگی عمو.

۵۳_ به دوستای مامانت میگی خاله.

۵۴_ تو خونتون تابلوهای مینیاتوری آویزونه.

۵۵_ پرچم ایران رو زدی به دیوار اتاقت.

۵۶_ به ایرانی بودنت افتخار میکنی.

۵۷_ هروقت آشنایی رو تو خیابون ببینی میگی به به پارسال دوست امسال آشنا.

۵۸_ پسرها: یه دوست دختر کمته.

۵۹_ خانوم ها: حداقل ۳بار در سال موهاتو رنگ میکنی.

۶۰_ دخترا: از پسر های ایرونی بد میگی اما آخرشم فقط اونارو میخوای.

۶۱_ خانوما: از ۱٫۶۳ بلندتر نمیشی.

۶۲_ حداقل روزی ۵بار چای مینوشی.

۶۳_ از بچگی بهت میگفتن آتیش پاره یا وروجک.

۶۴_ هروقت داری یه چیز جالب تعریف میکنی هی صدات بلند تر میشه.

۶۵_ اونقدر بلند میخندی که صداتو تا دو کیلومتر اونورتر هم میشنون.

۶۶_ مامانتینا میرن سوپرمارکت تا نون بخرن اما با ۴کیسه‌ی خرید برمیگردن.

۶۷_ هنوز فیلمای فردین و بهروز وثوقی نگاه میکنی.

۶۸_ همه‌ی مغازه‌ها و رستوران‌های ایرانی شهرتون رو میشناسی.

۶۹_ مامانتینا اصرار میکنن که تعمیرکار برق هم بشینه پای سفره‌ی غذا.

۷۰_ قصه‌های مورد علاقه‌ی بچگیت شنگول و منگول بوده یا خاله سوسکه.

۷۱_ هروقت آهنگ باباکرم میشنوی نمیتونی سرجات بشینی.

۷۲_ هروقت از مامانت میخوای که اینقدر بهت گیر نده چون بزرگ شدی میگه صد سالت هم بشه بازم بچمی.

۷۳_ پیاز داغ زیاد اضافه میکنی.

۷۴_ پسر ها: تو بچگی بهت میگفتن شومبول طلا.

۷۵_ دختر ها: بابات همیشه بهت میگه دختر گلم.

۷۶_ میری رستوران چینی اما با قاشق چنگال غذا میخوری.

۷۷_ به پسته و تخمه و لواشک و آلوچه و نون خامه‌ای عشق میورزی.

۷۸_ گربه های سامی ایرانی رو ترجیح میدی.

۷۹_ هروقت مامانت آشپزی میکنه حتما باید زعفرون تو برنج باشه.

۸۰_ ماهی مورد علاقت ماهی سفیده.

۸۱_ آرایشگر ایرانیت رو در مغازش نوشته تا ساعت ۷ باز است اما میبینی ساعت یازدهه و اون هنوز داره مو کوتاه میکنه.

۸۲_ دوغ مینوشی.

۸۳_ کانال های ایرانی نگاه میکنی

۸۴_ دختر ها: از ۱۲ سالگی میدونی که اسم بچه هاتو چی میخوای بزاری.

۸۵_ مامانتینا تو خونه یه پلوپز ۸ نفره دارن.

۸۶_ مادرتینا هیچ وقت اجازه نمیدادن شبا خونه ی همکلاسیت بخوابی.

۸۷_ پسر ها: به کنسرت‌های ایرانی میری تا با دختر ایرونی آشنا بشی.

۸۸_ ماشین بی ام و میرونی ولی بیکاری.

۸۹_ ریاضیت خوبه.

۹۰_ مادر و پدرت غر میزنن که چرا نمره‌ت ۱۹ شده.

۹۱_ دیر از خواب پا میشی.

۹۲_ جلسه ی اولیا و مربیان مامانتینا معلمت رو به شام دعوت میکنن.

۹۳_ ساعتت از عمد ۵ دقیقه جلوئه.

۹۴_ هروقت کسی ازت تعریف میکنه مامانت واست اسپند دود میکنه.

۹۵_ به مامان و بابات میگی شما.

۹۶_ هروقت با یکی دیگه میخوای از در رد شی هی به هم میگید بفرمایید بفرمایید.

۹۷_ حتی با کسی که ازش خوشت نمیاد خوب برخورد میکنی.

۹۸_ تو خونه تون صنایع دستی دارین.

۹۹_ تو دوران کودکی زیاد دنبال نخود سیاه فرستاده شدی.

۱۰۰_ داری این مطلب رو میخونی و فکر میکنی بقیه ایرانیا اینطورین و تو نیستی.

 




گویند روباهی خروسی را از دیهی بربود و شتابان به سوی لانۀ خود می رفت. خروس در دهان روباه با حال تضرع گفت:"صد اشرفی می دهم که مرا خلاص کنی." روباه قبول نکرد و بر سرعت خود افزود. خروس گفت:"حال که از خوردن من چشم نمی پوشی ملتمسی دارم که متوقع هستم آن را برآورده کنی." روباه گفت:"ملتمس تو چیست و چه آرزویی داری؟" خروس گرفتار که در زیر دندانهای تیز و برندۀ روباه به دشواری نفس می کشید جواب داد:"اکنون که آخرین دقایق عمرم سپری می شود آرزو دارم اقلاً نام یکی از انبیای عظام را بر زبان بیاوری تا مگر به حرمتش سختی جان کندن بر من آسان گردد." که البته این حیله ای بود از طرف خروس برای رهایی از دندان روباه!

روباه که استاد حیله و فریب بود  گفت:"جرجیس! جرجیس!" با این حرف دهان روباه نتنها باز نشد بلکه فشرده شد و استخوان خروس شکست!

خروس گفت:" خدا لعنتت کنه که بین این همه پیغمبر جرجیس رو انتخاب کردی!

هدیه خریدن برای مردها کار خیلی سختی است چون چیزهایی که لازم دارند محدود است و خرید یک هدیه هیجان‌انگیز به فکر زیادی نیاز دارد. ما هدیه‌های کوچکی که شما می‌توانید بخرید را نوشته‌ایم تا بتوانید از میان آن‌ها راحت‌تر انتخاب کنید. این هدیه‌ها عمومی هستند و اگر کسی که می‌خواهید برای او هدیه بخرید سلیقه خاصی دارد می‌توانید با توجه به آن کادو بخرید؛ هدیه‌هایی مثل وسایل ماهیگیری یا سازدهنی از این دست هدیه‌ها هستند.
 
 

هدیه‌های پوشیدنی


لباس: بیشتر مردها از خرید کردن خوش‌شان نمی‌آید و اگر زحمت خرید را از سر آن‌ها کم کنید، خوشحال خواهند شد. اگر به سلیقه خودتان مطمئن هستید، با توجه به لباس‌هایی که می‌پوشد یک بلوز مناسب برای او بخرید.
با فروشنده قرار بگذارید و اگر لباس اندازه یا مورد پسند نبود، بتوانید آن را تعویض کنید. خرید شلوار یا کفش عاقلانه به‌نظر نمی‌رسد چون حتما قبل از خرید باید امتحان شوند.

کمربند: از آن هدیه‌هایی است که مردها همیشه به آن نیاز دارند. یک کمربند چرمی همیشه آن‌ها را خوشحال می‌کند. پس می‌توانید از کمربندهایی که با کیف پول و لوازم دیگر در یک جعبه فروخته می‌شوند، استفاده کنید.

کیف: کیف پول یا کیف دستی. بسته به هزینه‌ای که درنظر گرفته‌اید، می‌توانید کیف‌هایی با کیفیت متفاوت بخرید.

کلاه: خیلی از مردها اهل کلاه هستند و از داشتن مدل‌های مختلف کلاه لذت می‌برند. شما با پیدا کردن یک مدل زیبا می‌توانید او را خوشحال کنید.


همراه‌های محبوب

ساعت: همه مردها از زیورآلات خوش‌شان نمی‌آید اما ساعت یکی از آن چیزهایی است که همیشه استفاده می‌کنند. ساعت یک همراه خوب است و اگر دنبال هدیه‌ای با قیمت نسبتا زیاد هستید می‌توانید آن را انتخاب کنید.

جاسوئیچی: این یک هدیه کوچک و به‌یاد‌ماندنی است و به یاد داشته باشید انتخاب درست آن سلیقه شما را نشان می‌دهد.

دستمال گردن یا شال: یک هدیه لوکس که همیشه به یاد خواهد ماند. برای خرید آن باید لباس‌هایی که دارد را به یاد بیاورید و با توجه به آن‌ها رنگ مناسب را انتخاب کنید.

ست اصلاح: ادکلن، افتر شیو، خمیر ریش و حتی ماشین ریش‌تراش، از پرطرفدارترین وسایل بهداشتی مردانه هستند که می‌توانید خریداری کنید. این محصولات به‌صورت یک مجموعه در بسته‌بندی‌های زیبا فروخته می‌شوند.


هیجان انگیز و خاص

لوازم تحریر: همه مردها از لوازم تحریر خوش‌شان می‌آید و همچنین با قیمت‌های متفاوت هم پیدا می‌شود. بسته به هزینه‌ای که می‌خواهید بکنید می‌توانید یک خودکار ساده بخرید یا سِت خودنویس و لوازم دیگر.

جعبه ابزار برای ماشین: مردها هر چقدر هم که بزرگ شوند باز هم از داشتن یک جعبه ابزار زیبا لذت می‌برند. جعبه ابزارهایی برای ماشین هم در بازار هست که بسته‌بندی‌های خیلی زیبایی دارند.

قطب‌نما و چاقو: میدان منیریه پر از وسایلی است که مردها از داشتن آن خوشحال می‌شوند. یک قطب‌نما، چاقوی همه‌کاره ســـفر، چراغ‌های پیشانی یا حتی کیسه خواب، مردانی که اهل سفر نیستند را هم خوشحال می‌کند.

مجموعه فیلم و سریال: برای آن‌هایی که اهلش هستند بهترین هدیه است. می‌توانید مجموعه فیلم‌های کارگردان مورد علاقه یا سریالی که دوست دارد را از فروشگاه‌های سروش بخرید یا به مراکز فروش فیلم سفارش دهید.

کتاب: تنوع کتاب آنقدر زیاد است که غیرممکن است کتابی با سلیقه کسی که می‌خواهید برایش کادو بخرید پیدا نکنید. بعضی‌ها رمان دوست دارند، بعضی تاریخ و سیاست و بعضی دیگر کتاب‌های راهنما.

وسایل الکترونیکی: موبایل هدیه‌ای تکراری است. به جای آن با کمی گشتن در بازار‌های وسایل الکترونیکی به چیزهای جالب‌تری برمی‌خورید. مثلا پلی استیشن پرتابل، فلش، تبلت،MP4 یا DVD Playerپرتابل هدیه‌های خوبی هستند.

با صافکاری و رنگ درست می‌شه
هر روز میری و می‌آی و هیشکی هم نمی‌فهمه که کجاشو زدن
ولی موقع فروش خریدارش که می‌فهمه کجاش خورده
یا نمی‌خردش یا بعد اینکه زدش تو سر مال زیر قیمت با منّت... 
حکایت این دل مام همینه که مونده رو دستم !

منبع : اون پسره

 



الگوی شما تو زندگیتون کیست؟
تحقیقات اخیر دانشمندان حاکی از اونه که مغز انسان از روابط ریاضی برای ذخیره ی علایق و احساسات استفاده می کنه !

بدون نگاه کردن به جوابا این تست رو انجام بدین .

1- یه عدد از 1 تا 9 انتخاب کنید.
2- اون رو در عدد 3 ضرب کنید.
3- حاصل رو بعلاوه 3 کنید.
4- دوباره حاصل رو در 3 ضرب کنید.
5- یه عدد 2 یا 3 رقمی بدست آوردید.
6- ارقام عدد خودتون رو با هم جمع کنید (مثلا اگر عددتون 52 است 5 رو با 2جمع کنید)

.
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا با توجه به عدد بدست اومده و لیست زیر ، ببینید الگوی شما تو زندگیتون کیه ؟!

1- انیشتین
2- نلسون ماندلا
3- جاکوب زوما
4- محمد علی کلی
5- تام کروز
6- بیل گیتس
7- گاندی
8- براد پیت
9 -من

10- باراک اوباما
.
.
می دونم چه حال داری …
من یه تاثیر خاصی روی مردم دارم …
یه روز هم تو می تونی مثل من بشی …
باور کن !
.
.
.
.
.
.
اوه راستی …
اینقدر عددهای متفاوت رو هی امتحان نکن …
باهاش کنار بیا …
ظاهرا من الگوی زندگی تو هستم…
برو خوش باش

[تصویر:  4lzo4sictaemycp0yyo5.jpg]

آخرین متدهای روز جهان در زمینه ی نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ی امتحان):این جفنگیات مرسوم که در برگه ی امتحان مینویسند و از بیماری مادر تا اینکه اگر این درس را نمره نیاورم مشروط میشوم و … هم، خیلی خز شده و هم، حتی یک بچه ی 5 ساله باور نمیکند؛ چه برسد به یک دکتر! کمی نوآوری و خلاقیت داشته باشید. جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی آچار برایش از مشکلاتتان بگویید. حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین خزعبلاتی می نوشت. یکهو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگری تقلب کرده اند.


روشی پلیدیک درس ساده ای بود که من بنا به دلایلی نتوانسته بودم اصلا این درس را بخوانم و با ذهن کاملا خالی سر جلسه امتحان رفتم. نیم ساعتی نشستم و دیدم هیچکدام از این سوالات حتی برایم آشنا هم نیست. یک جمله در پایان برگه نوشتم و برگه را تحویل دادم:
«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمره ی صفر را به بیستِ با تقلب ترجیح میدهم.»
نمره ی الف کلاس را گرفتم! خدایا مرا ببخش.




صم بکم عمى فهم لایعقلوندرس معارف بود. میدانستم موضوع درس چیست و مباحثش در چه زمینه ای است -با عرض خسته نباشید به خودم- اما جزئیات مطالب و محتوای درس را نمیدانستم. سوالات توزیع شد و باز هم دیدم سوالات کمی برایم ناآشناست. از مغرب و مشرق و زمین و زمان نوشتم. هر آنچه از کتاب دینی کلاس اول ابتدایی، آقای واسعی گفته بود که مثلا چگونه مواد غذایی در بدن مادر تبدیل به شیر میشود تا برهان نظم و علیت که در دبیرستان خوانده بودم. اما نقطه ی طلایی برگه این جمله بود:
«جناب استاد برای من کاری نداشت که عین محتوای کتاب را برایتان کپی کنم اما شما با روش زیبای تدریس خود به ما یاد دادید که چگونه تنها به منابع اکتفا نکنیم. گفتید در دین عقل هم سهیم است و نباید«صم بکم عمى فهم لایعقلون» بود. پس من ترجیح دادم مفهوم را بفهمم ولی کپی نکنم بلکه از دانسته های خود بنویسم.»
بیست گرفتم! خدایا مرا ببخش.


اگر دین ندارید لااقل دلم شاد کنیدمحاسبات عددی. درس بسیار دشوار. حداقل برای من که علاقه ی چندانی به ریاضیات و مباحث محاسبه ای کامپیوتر نداشتم. سوالات توزیع شد و مطابق معمول! خداوکیلی دیگر این درس 3 واحدی را خوانده بودم ولی چه کنم که در مغزم جای نگرفته بود. عادت دارم که قبل از اینکه برگه را تحویل دهم نمره ی خود را تخمین میزنم. در بهترین حالت 7 میشدم. امکان رسیدن امدادهای غیبی هم تحت هیچ عنوانی میسر نبود. آخر برگه نوشتم:
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
نمره ی 11 گرفتم و نفر سوم کلاس شدم! خدایا مرا ببخش.


وساطت حافظاستاد حسینی دکترای ادبیات بود و استاد درس شیوه ی نگارش (البته فامیلش شهبازی بود ولی چون ممکنه یه وقت بیاد اینجا رو بخونه من نام مستعار نوشتم). عاشق حافظ بود و آخر هر جلسه چند بیت از حافظ میخواند و چشمانش پر از اشک میشد. سوالات چی…..؟ بگید؟ نه که بلد نباشم اما در حد 15-16 بیشتر نمیگرفتم. قبل از امتحان سری به اینترنت زده بودم و واژه ی«شهباز» را در دیوان حافظ سرچ کردم و آن بیت را کف دستم ثبت کردم. زیر برگه امتحان نوشتم :
«جناب استاد من که«حافظ» را نمیشناختم؛ این شما بودید که در این ترم عشق حافظ را در وجود من انداختید! و باعث شدید تا با این شاعر آسمانی آشنا شوم. امروز قبل از امتحان گفتم تفالی به حافظ بزنم و ببینم چه میشود، این بیت آمد»:
خاکیان بی بهره اند از جرعه ی کاس الکرام این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند
شهپر زاغ و زغن زیبا صید و قید نیست این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند
بیست گرفتم! تنها بیستی که استاد در چند سال اخیر به یک دانشجو داده بود. خدایا مرا ببخش.


تصویر من رو شطرنجی کنیدامتحان نظریه های جامعه شناسی و … . تو رو خدا نام این استاد را بیخیال شوید. استاد نسبتا معروفی است و البته در بسیاری از دانشگاههای یزد هم تدریس دارد و حسابی سرش شلوغ است. 10 نمره تحقیق و کنفرانس داشت و 10 نمره هم امتحان پایان ترم. سرم بوی قرمه سبزی میداد. با یکی از بچه ها شرط گذاشتم که تحقیق و کنفرانس ارائه نمیدهم اما نمره ی بالای 18 میگیرم. برای امتحان تئوری هم حسابی خواندم و خودم را آماده کردم. انصافا هم سوالات را خوب جواب دادم. فقط در پایانِ برگه بدون اینکه تحقیق یا کنفرانسی ارائه کرده باشم، نوشتم:
«موضوع تحقیق و کنفرانس: بررسی علل قبولی بالای دانش آموزان یزدی در دانشگاهها در طی 16 سال اخیر.»
19 گرفتم! خدایا این یکی رو دیگه مردونه ببخش.


اگه مردی منو بندازبا حساب خودم 13- 14 میشدم. اما این نمره برای من که عنوان شاگرد سومی!!! کلاس را یدک میکشیدم خیلی فجیع بود. استاد فوق العاده جدی و بداخلاق بود و چندان نمیشد طرفش رفت. یک جمله پایان برگه نوشتم:
«جناب استاد حضور در کلاس شما در این ترم برایم بسیار مغتنم و مفید بود. اگر ترم بعد با ما درس برمیدارید که هیچ، اگرنه بدون تعارف دوست دارم این درس را پاس نکنم تا ترم بعد هم استادم شما باشید.»
17! خدایا سه تا نقطه

منبع : محمد


همونی که میخواستمkhub.persianblog.ir

مهر بی پایان مادر

خوب

**********

 

 

آخر برنامه نویسیه؛ حالا اومدیم اسمش کریم بود چیکار کنه

خوب

 

**********

 

تبلیغات سمند سورن در اوکراین

خوب

**********

 

اینم وضعیت هواپیمایی کشورمان

خوب

**********

 

با گرانی سوخت و 900 تومان شدن بلیط مترو احتمالا مترو این شکلی شه

خوب

**********

 

راست میگه اذیتش نکنید ،پسر خوبیه

خوب

**************

 

وقتی مونیکا بلوچی برای اجرای نقش زن ایرانی در فیلمی با بهمن قبادی چادر به سر می کند

مونیکا بلوچی ستاره مشهور ایتالیایی در مقابل بهروز وثوقی در لوکیش فیلم جدید بهمن قبادی – مونیکا بلوچی در جدیدترین فیلم بهمن قبادی کارگردان ایرانی نقش زنی ایرانی را بازی می کند 

خوب

خوب

خوب

 ****************

 

بدون شرح 

 

 


 

 اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاه‌مان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت‌ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم…

در کوچک‌ترین اتفاقات عظیم‌ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید…


۱-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. 

۲ -سعی کنیم بیشتر بخندیم. 

۳- تلاش کنیم کمتر گله کنیم. 

۴ – با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم. 

۵ -گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم. 

۶ – بیشتر دعا کنیم. 

۷ -در داخل آسانسور و راه پله و… باآدم‌ها صحبت کنیم. 

۸- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم. 

۹- لذت عطسه کردن را حس کنیم. 

۱۰- قدر اینکه پایمان نشکسته است را بدانیم. 


۱۱- زیر دوش آواز بخوانیم. 

۱۲-سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم. 

۱۳- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم. 

۱۴- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم. 

۱۵- برای انجام کارهایی که ماه‌ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم. 

۱۶- از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم. 

۱۷- برای کار‌هایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است. 

۱۸- مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و… برای خودمان جمع‌آوری کنیم. 

۱۹- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم. 


۲۰- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم. 

۲۱- گاهی از درخت بالا برویم. 

۲۲- احساس خود را در باره زیبایی‌ها به دیگران بگوئیم. 

۲۳- گاهی کمی پابرهنه راه برویم. 

۲۴- بدون آنکه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم. 

۲۵- وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم. 

۲۶- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم. 

۲۷- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم. 

۲۸- رنگ‌ها را بشناسیم و از آن‌ها لذت ببریم. 

۲۹- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم. 

۳۰- زیر باران راه برویم. 

۳۱- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم. 

۳۲- قبل از آنکه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم. 

۳۳- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و… را یاد بگیریم. 

۳۴- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم. 

۳۵- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم. 

۳۶- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم. 

۳۷- به دنیای شعر و ادبیات نزدیک‌تر شویم. 

۳۸- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم. 

۳۹- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم. 

۴۰- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد. 


8 ساله دایی شدم 

یک ماهه عمو شدم 

خدایا کی بابا میشم ؟!

 

+ اصلا به این موضوع فکر نمیکنم همینطوری به ذهنم رسید نوشتم . 

مطالب قدیمی تر
درباره وبلاگ

یک دوست قدیمی داشتم که همیشه وقتی کارش گیر بود و دنبال یک ابزار کار راه انداز بود . وقتی اون ابزار رو پیدا میکرد با حالت بسیار شاد و خنده داری میگفت : همونی که میخواستم ( البته با لهجه مشهدی میگفت )... منم این وبلاگ رو با همین جمله نامگذاری میکنم . منم همونی که میخواستم رو توی نت پیدا کردم و اینجا گذاشتم . امیدوارم خوشتون بیاد . اگه دوست هم داشتید نظر بزارید .اگر هم وقت نکردید و دلتون نخواست نظر نزارید .
امکانات وب
این سایت را حمایت می کنم